|
همینجوری یک چیزهایی به ذهنم رسیده، تو هم سخت نگیر همینجوری بخونش
|
- دیروز می ترسیدم. ترس هم داره. یک مملکت با هزارتا مشکل و یک رییس جمهور که الهی دورش بگردم، عین بچه های تخس فقط دردسر درست می کنه. حالا قرار بود این رییس جمهور بشینه با خبرنگارها مصاحبه کنه. وای خدا چه اتفاقی قراره بیفته؟ اگر دوباره تا چهارتا دوربین و آدم خارجی دید، جوگیر شد و برای دنیا خط و نشون کشید چی بر سر ما می آد؟
- نمی دونم تصمیم کی بود که انگلیسیها را آزاد کنیم. احمدی نژاد، خامنه ای، شورای امنیت ملی. شاید هم همه به این نتیجه رسیدند.
نمی دونم چرا این کار را کردیم. از اولتیماتوم انگلیسیها ترسیدیم، واقعا خواستیم به مناسبت تولد پیامبر روی خوبمون را به دنیا نشون بدیم، دیدیم با یک دست نمی شه چند تا هندونه بلند کرد گفتیم فعلا به همون پرونده هسته ایمون بچسبیم بهتره. شاید هم خواستیم به خواسته جامعه جهانی جواب مثبت بدیم و برای خودمون دردسر درست نکنیم.
نمی دونم برای اخذ این تصمیم کدوم شرایط ما محقق شده بود. انگلیسیها پذیرفتند که توی آبهای ما بودند، دولت انگلیس عذرخواهی کرد، دولت انگلیس تعهد داد که دیگه این کار را تکرار نکنه. شاید هم هیچکدوم از شرایط ما محقق نشده اند.
- به نظرم می شه از جوانب مختلف به این تصمیم نگاه کرد. می شه نشست و تا صبح غر زد و آقایون پرمدعا را مسخره کرد که تسلیم شدند. می شه ایراد گرفت که چرا از اول جوانب مختلف مساله را بررسی نکردید. می شه گفت چرا شما که جا می زنید اولش اینقدر تند می رید و بحران ایجاد می کنید. می شه...
اما به نظرمن تصمیم شجاعانه ای بود. فارغ از این که کی تصمیم گرفت، چرا تصمیم گرفت و مابازای تصمیمش از سوی انگلیسیها چه بود. یک وقتهایی شجاعت در پذیرش واقعیتهاست. یعنی واقعیتها اونقدر گزنده هستند که باید جسور باشی تا بتونی اون را بپذیری و باهاش کنار بیای. مثل وقتی که امام قطعنامه را قبول کرد. باید از این جور تصمیمها استقبال کرد. عرصه بین الملل خونه خاله نیست. هیچ کی هم سر حرف اولش وا نمی سته که ما بخواهیم دومیش باشیم.
خوشحالم که این بار قبل از اونکه خیلی دیر بشه، تصمیم عاقلانه ای گرفتند. کاری که بعد از تسخیر سفارت آمریکا نکردند.
آقایان ممنون!
- راستی بد نیست که رافت اسلامی، عیدی میلاد نبی مکرم، مهرورزی حاکمان و... شامل حال هموطنهای خودمون هم بشه. شامل حال همه آدمای شرافتمندی که به خاطر پیگیری عقایدشون، به خاطر خواسته ها و کنشهای سیاسی شون، به خاطر فعالیتهای اجتماعی شون و به خاطر تلاش در جهت اجرایی کردن افکار و اندیشه هاشون به بند کشیده شده اند.