تبليغاتX
همینجوری - فراموشی واقعیت در سایه قصه انقلاب رنگی
همینجوری یک چیزایی به ذهنم رسیده. تو هم سخت نگیر. همینجوری بخونش!

سلام آقای نظام!
تبریک میگم که صحت انتخاباتتون توسط نهاد قانونی شورای نگهبان و به اتکای کمیته ویژه کاملا بی طرفش تایید شد. فکر نمی کنم دیگر شبهه ای مانده باشد و قاعدتا همه باید توجیه شده باشند! از اول هم باید همه به قانون تکیه می کردند و از راه قانونی وارد می شدند که مساله به این سادگی حل شود.
راستی اقای نظام!
این روزها مسئولانت می آیند توی تلوزیون و درباره اغتشاشگران حرف می زنند. ویژگی های اغتشاشگران را که می گویند دائما تصویر مهاجمان به کوی دانشگاه می آید جلوی چشمم. سحرگاه دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸
می گویم آنها اغتشاشگر بودند؟ پس چرا یک عده لباس پلیس به تنشان بود و یک عده بسیج؟ آها اخیرا در اخبار خواندم که یک گروه اغتشاشگر را هم گرفته اید که لباس پلیس و بسیج داشته اند. ولی آنها که به کوی دانشگاه آمدند، دانشجو هم بازداشت می کردند و می بردند. آن هم به زیرزمین وزارت کشور!!! آن جعلی هایی هم که شما گرفتید توی وزارت کشور بازداشتگاه دارند؟
جناب نظام!
حالا که صحبت قانون است بد نیست فقط کمی فکر کنیم به اینکه کدام قانون اجازه حمله به خوابگاه دانشجویی و دستگیری و ضرب و شتم تصادفی دانشجویان را داده است! موافقی؟
خب حالا که فکر کردیم چکار می توانیم بکنیم؟ می توانیم بیاییم توی تلوزیون و بگوییم افراد ناشناس بوده اند! این کاری است که شما خوب بلدید متاسفانه!!!
آقای نظام!
اگر روزی مهم بود برایت که چه کسانی به کوی حمله کرده اند، می توانی از دهها شاهد کوی دانشگاه سوال کنی! خودم حاضرم بیایم بسیجی هایش را برایت شناسایی کنم. پلیس هایش را هم با یک استعلام ساده می توانی بشناسی.
اما نه آقای نظام!
تو الان سرت خیلی شلوغ است. داری یک داستان بلند می نویسی و فعلا مجبوری وقتت را صرف پیدا کردن شخصیتهای قصه انقلاب رنگی ات کنی.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 22:43  توسط احمد طالبی  |