تبليغاتX
همینجوری - آقای نظام مقدس!
همینجوری یک چیزایی به ذهنم رسیده. تو هم سخت نگیر. همینجوری بخونش!

آقای نظام مقدس!
سلام
الان که این وقت شب اینجا نشسته ام، جنابعالی چند نفر از دوستان نزدیکم را دستگیر کرده اید و برده اید به نمی دانم کجا. الان هم لابد یا خواب هستند یا دارند بازجویی می شوند و یا اینکه کنج سلولشان کز کرده اند و دارند فکر می کنند به اینکه چطور شد که کارها به اینجا رسید.
شما هم لابد یک پرونده ساخته اید برایشان از اغتشاش و انقلاب رنگی و ارتباط با بیگانه و از این چیزهایی که هر روز دارید توی تلوزیونتان جار می زنید!
اینجا را آدمهای زیادی نمی خوانند پس بیا با هم روراست باشیم.
من چند نفر از اینها را از چندین سال پیش می شناسم. تو هم که ماشالله پرونده همه شان را داری. این حرفهایی که تو می زنی و اتهامهایی که ردیف می کنی با یک من سریشم هم به این ها نمی چسبد. من می دانم و تو هم می دانی که مساله چیز دیگری است.
ببین نظام محترم!
تو که نگفته بودی تبلیغ برای یک کاندیدا و تلاش برای حضور مردم در انتخابات جرم است. تو که نگفته بودی کسی حق ندارد گرد میرحسین جمع شود. هیچ جای قانونت هم که نیامده بود. تقصیر این بندگان خدا چیست.
خب تو که اینقدر طبعت نازک است می گفتی شورای نگهبان صلاحیت میرحسین را رد کند. ما که حرفی نداشتیم. آخرش این بود که قدری غر می زدیم و بعد می رفتیم پی کار خودمان. نه تو به دردسر می افتادی و نه این بازیها به راه می افتاد. چرا تلافی کم کاری خودت را سر کسی دیگر خالی می کنی؟
حالا هم نمی فهمم مشکلتان چیست. احمدی نژاد که قرار است چهار سال دیگر هم رییس مملکت باشد، مشارکت انتخابات هم که بالا رفته. دائما هم که توی تلوزیونتان می گویید که اغتشاشگران اندکند و ربطی به هواداران کاندیداها ندارند. من نمی فهمم قضیه این دستگیریها دیگر چیست و قرار است شافی کدام درد شما باشد.
من اگر جای تو بودم از خر شیطان پیاده می شدم. زندان را می گذاشتم برای آدمهای تبهکار. برای آدمهایی که خطرشان تهدیدکننده جامعه است. نه برای کسانی که هر کدامشان نعمتی هستند توی این مملکت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 2:36  توسط احمد طالبی  |