|
همینجوری یک چیزایی به ذهنم رسیده. تو هم سخت نگیر. همینجوری بخونش!
|

اول: پیش بینی نتیجه انتخابات کار دشواری است. به نظرسنجی ها هم نمی شود اعتماد کرد. بسته به اینکه نظرسنجی را چه کسی انجام داده، نتایج متمایل به سمت میرحسین یا احمدی نژاد است. ظاهر شهرها برتری میرحسین را نشان می دهد، رای روستاها و شهرهای کوچک را هم که به نفع احمدی نژاد بگیریم باید دو نفر شانه به شانه هم باشند، یعنی دور دوم! اما من گمان می کنم در ایران هفت هشت میلیون رای دهنده هستند که در هیچ نظرسنجی و نمایش خیابانی دیده نمی شوند. رای این افراد تابع فضا و موجهای انتخاباتی است و معمولا تصمیم مشابهی می گیرند. بنابراین پیش بینی من این است که تکلیف انتخابات در دور اول تعیین می شود و یا اینکه یکی از این دو نفر با فاصله چند میلیونی نسبت به رقیب به رقم ۵۰ درصد نزدیک می شود.
دوم: به نظرم با هر نتیجه ای محسن رضایی برنده است. او سالها پس از خروجش از سپاه پاسداران، بالاخره موفق شد خود را نه به عنوان یک نظامی که به عنوان یک اقتصاددان مسلط به وضعیت کشور معرفی کند. احاطه او در مناظره های تلوزیونی و اقتصادی کردن هر سه مناظره ای که داشت، او را به عنوان یک اقتصاددان به مردم معرفی کرد. در این میان حتی طعنه احمدی نژاد در مورد مدرک دکترایش هم کارگر نیفتاد.
سوم: موقعیت کروبی را شبیه به ریشهری سال ۷۶ می بینم. او هم با یکی دو تا آدم به نسبت مشهور و یک جماعت گمنام حزب زده بود برای خودش. نشریه هم داشت. با حزبش توی انتخابات قبلی مجلس شرکت کرده بود و حالا سودای رییس جمهور شدن داشت. فکر می کرد شانس بالایی برای انتخاب شدن دارد. نتیجه نهایی اما او را در جایگاه چهارم و پایینتر از زواره ای نشاند که هیچ کس حسابی رویش باز نمی کرد.
حزب ریشهری چندی بعد منحل شد و اعضایش هر یک به سمتی متمایل شدند. نشریه هم به مدیرمسئول واگذار گردید و ریشهری به کنج عزلت خزید.
من تعجب نخواهم کرد اگر کروبی از آرای سفید و باطله هم کمتر رای بیاورد.