به نظرم همه کارها و نظراتش را نمی توان تایید کرد اما به هر حال برایش احترام زیادی قائلم. برای اکبر گنجی که شش سال تمام را در زندان گذراند به جرم گفتن آنچه که می ترساندشان.
این روزها هم گنجی خیلی فعال شده. در تکاپو برای آزادی زندانیان سیاسی است و به گفتگو با افکار عمومی و روشنفکران سراسر جهان نشسته است. او عادت دارد که وقتی می خواهند همه را ساکت کنند بلندتر فریاد بزند.
اما چرا یاد گنجی افتادم.
امروز روزنامه کیهان را ورق می زدم. در ستون اخبار ویژه اش مطلبی درباره گنجی داشت: "سفر آزادانه گنجي به آمريكا و اروپا و سخنراني هاي او عليه جمهوري اسلامي ايران، ترديد بسياري از گروه هاي اپوزيسيون را نسبت به هويت او درپي داشته و سفر گنجي را يك ماموريت از سوي وزارت اطلاعات مي دانند. در همين حال يك مقام امنيتي در پاسخ به اين سؤال خبرنگار ما كه آيا سفر گنجي يك ماموريت از سوي وزارت اطلاعات است؟ سكوت معني داري كرد".
بیچاره ها کوشیده اند القا کنند که سفر گنجی به اروپا و آمریکا، ماموریتی از جانب اطلاعات است. البته جای بسی خوشحالی است که این اندازه فهمیده اند که بزرگترین اتهام سیاسی برای یک روشنفکر انتسابش به آقایان است. امشب اخبار بیست و سی تلوزیون هم گنجی را مسخره می کرد. معلوم است که حسابی موی دماغشان شده است.

زمانی که هنوز گنجی در زندان بود، مصطفی ملکیان در ابتدای یکی از ترجمه هایش نوشت:"تقدیم به اکبر گنجی، بندی عدالت تراسیماخوسی"
حداقل از این بابت راضی و خوشنودم که در زمانه و در جامعه ای زندگی می کنم که گرچه زمام مراد در دست عدالت ستیزان است و نااهلان بر مسندها تکیه زده اند، اما امثال اکبر گنجی نیز هستند تا ما را از تراسیماخوسهای هزاره سوم بیم دهند.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 2:17 توسط احمد طالبی
|