تبليغاتX
همینجوری - استادبازی در وبلاگستان
همینجوری یک چیزایی به ذهنم رسیده. تو هم سخت نگیر. همینجوری بخونش!

اساتيد جامعه شناسي دانشكده يك به يك به جرگه وبلاگ نويسان مي پيوندند. فضاي مجازي براي اساتيد آنقدر جذاب بوده كه وقتي يكيشان پا به اين عرصه گذاشت ديگران را نيز تحريك به حضور كرد. پيش از اين البته تعدادي از اساتيد عموما جوان در اين عرصه حضور داشتند اما گرايش باسابقه ترها موضوع جديدتري است.
در اين ميان البته ايده اين دوست محترم به راه اندازي انجمن جامعه شناسي مجازي بي تاثير نيست و خود ايشان بسياري از امور اجرايي اين مساله را بر دوش گرفته و به سختي مي كوشند تا ديگران را نيز متقاعد به حضور در اين عرصه نمايند.(خانم توحيدلو! تمام اين ضميرها و افعالي را كه به صورت جمع به كار مي برم و برايت احترام مي گذارم حساب دارد و به وقتش حساب مي كنيم!)
در مورد وبلاگ نويسي اساتيد و راه اندازي انجمن جامعه شناسي مجازي اما چند نكته به نظرم مي رسد:

اول: جامعه شناسي ما زياد از حد در پيله خود خزيده است و لازم است كه به نوعي اين پيله را شكافته و نشان دهد كه ديگر كرم بي دست و پايي نيست كه ديگران برايش خط و نشان بكشند و موجوديتش را زير سوال ببرند بلكه موجودي بالغ است كه با همه نقصهايش حرفهايي براي گفتن دارد و مي تواند چيزهايي را بيان كند كه از هيچ علم ديگري بر نمي آيد. (من البته شك دارم كه جامعه شناسي ما كرم بي دست و پا نباشد)
جامعه شناسي بايد قدري عمومي شود. عمومي نه به اين معنا كه همچون بازنشسته هاي پارك نشين راجع به هرچيزي نظر بدهد و يا چون روزنامه نويسان هيجان زده هر چيزي را به عنوان تحليل دقيق و علمي به ملت قالب كند، بل به اين معنا كه از برج عاج نمونه هاي اروپا و آمريكا پايين بيايد و حرفهايش را به مسائل پيراموني و اينجايي بكشد و در عين استحكام علمي و نظري، همه فهم سازد.
فضاي مجازي به اين لحاظ امكانات زيادي را در اختيار جامعه شناسان قرار مي دهد.

دوم: از ويژگيهاي وبلاگ، ساده نويسي و كوتاه نويسي است. خواننده وبلاگ معمولا نه حوصله دارد كه وقت زيادي را براي خواندن يك وبلاگ صرف كند و نه مي تواند آنقدر تمركز كند كه از نظريات پيچيده و نوشته هاي پرطمطراق بهره اي ببرد. جاي خواندن چنين چيزهايي توي كتابخانه است نه پشت مونيتور و هنگام اتصال به اينترنت همزمان با هزار جذابيت ديگر فضاي مجازي! به اين لحاظ اساتيد محترم بايد بدانند كه در چه فضايي قدم مي گذارند و قرار است چه كاري بكنند.
سال گذشته و هنگام برگزاري جشنواره وبلاگنويسي انجمن علمي برنامه ريزي به صورت جدي با اين سوال مواجه شده بوديم كه اساسا وبلاگنويسي علمي در باب مسائل اجتماعي ممكن است يا نه. شخصا بر اين باورم كه در وبلاگ تنها مي توان با بينش جامعه شناسانه (آنگونه كه ميلز مي گويد) با مسائل روبرو شد و جامعه شناسي بيش از اين نمي تواند در وبلاگ جايي براي خود باز كند.

سوم: وبلاگ جاي كارهاي كامل و بي نقص نيست. وبلاگ محل طرح ايده ها و طرحهاي ناپخته افكار است. وبلاگ جاي بلندبلند فكر كردن و كمك گرفتن از ديگران براي پرداخت ايده ها و يا ثبت حداقلي آنها است. از اين رو وبلاگ نيمه ناقص نويسنده را هويدا مي كند. كساني كه از هويدا شدن مي هراسند و يا براي خود شخصيتي قائلند كه نبايد خدشه اي به آن وارد شود بهتر است به اين عرصه پاي نگذارند و به مقاله نوشتن در مجلات پژوهشي و حرف زدن در كلاسهاي درس بسنده كنند.

چهارم: ويژگي ديگر وبلاگنويسي به روز بودن و منظم نويسي است. يك وبلاگ نويس نمي تواند مدت زيادي به روزنشده بماند. وبلاگ نويساني كه دير به دير يا نامنظم مي نويسند معمولا خوانندگان خود را از دست مي دهند و نمي توانند در وبلاگستان جاي قرص و محكمي براي خود باز نمايند. نامنظم ها نمي توانند جريان سازي كنند و توان چنداني براي طرح مساله و موج سازي نخواهند داشت.

پنجم: وبلاگنويسي در عين امكاناتي كه در اختيار وبلاگنويس مي گذارد آسيبهايي را نيز به دنبال خواهد داشت. طرح مسائل در وبلاگ معمولا سرسري، بدون دقت و مختصرشده با اصطلاحات خاص نويسنده است. خوانندگان يك وبلاگ معمولي عموما دوستان و نزديكان نويسنده هستند و با دستگاه فكري و اصطلاحات وي آشنايند. به همين دليل مي توانند منظور نويسنده را به خوبي درك كنند اما وبلاگهاي آدمهاي خاص و از جمله اساتيد خوانندگان گسترده تري دارند كه لزوما به وي نزديك نيستند. در اين گونه موارد احتمال كج فهمي نوشته ها بالا مي رود و از نوشته استاد لزوما آنچه مد نظرش بوده برداشت نمي شود.

ششم: آسيب ديگر وبلاگنويسي تحريك كامنت گذاران است. كمتر وبلاگي است كه تحت تاثير كامنت گذارانش نباشد. واكنشهاي وبلاگ نويس (به خصوص در مورد وبلاگهاي پرخواننده) به نظرات خوانندگان مي تواند كليت وبلاگ را تحت الشعاع قرار دهد و كار را به جايي برساند كه وبلاگنويس به جاي پرداختن به ايده ها و انديشه هاي خود در پي خوشامد كامنت گذاران دوست يا پاسخگويي به كامنت گذاران مخالف بيفتد و زماني پشت سر خود را ببيند كه آنچه ساخته زمين تا آسمان متفاوت از آنچه مي خواسته شده است.

به هر روي هرچند دوست دارم تولد يك انجمن مجازي براي جامعه شناسي را ببينم، اما حقيقتا وبلاگنويسي را در توان اساتيد باسابقه نمي بينم. ابتدا مي خواستم تمثيلي بياورم از اينكه گاهي در مورد خراب شدن كارها مي گويند بچه بازي شد و بگويم كه ورود بزرگترها به وبلاگستان هم چيزي شبيه بچه بازي شدن كارهاي بزرگ است اما پشيمان شدم و صرفا يك دو سه چهار بالا را آوردم.
من اگر جاي خانم توحيدلو باشم الان كه اين كار را شروع كرده استادها را ترغيب مي كردم كه در حوزه تخصصي خود اقدام به تاسيس سايت نمايند و البته در سايت خود جايي هم براي روزانه نويسي و تحليل مسائل داشته باشند. في المثل ما شاهد تولد سايتهاي تخصصي در حوزه هاي جامعه شناسي شهري، آموزش و پرورش، آسيبهاي اجتماعي، تاريخي و... باشيم كه از سوي اساتيدمان به جد پيگيري مي شوند و به مراجع پرثمري در حوزه خود بدل مي شوند نه اينكه به اسم وبلاگنويسي صرفا دعواهايمان را به فضاي مجازي بياوريم و يا آنچه را مي خواهيم براي چاپ به روزنامه ها بدهيم، به عنوان پست وبلاگي بگذاريم.

پی نوشت: حوصله نداشتم وبلاگهای اساتید را لیست کنم و لینک بدهم. می توانید آنها را در وبلاگ خانم توحیدلو ببینید. گوشه بالا سمت راست! وبلاگهای صدیق و آزاد و ناطق پور زیر سر خودش هست. گویا چند تایی هم توی راه دارد. تازه محسن هم در این مورد نوشته و لینک داده به همه شون. زهرا مینایی هم در این باره نوشته که فردا توی واحه چاپ میشه.(نمی دونم چرا ما این استادا را جدی می گیریم!!!)

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 23:41  توسط احمد طالبی  |