تبليغاتX
همينجوري - من کی ام؟
همینجوری یک چیزهایی به ذهنم رسیده، تو هم سخت نگیر همینجوری بخونش

«سلام دوست من! آهای سلام!
خانه من روی بوته است یعنی من روی بوته سبز می شوم.
من میوه فصل بهارم. خوش مزه و آبدارم.
من قرمزم. روی تنم دانه های سفیدی دارم. روی سرم هم یک چتر سبزرنگ نگه دارم.
مزه من ترش و شیرین است. به این مزه می گویند ملس.
من بوی خیلی خوبی دارم. اگر چشمت را ببندی و من را بو کنی، حتما من را می شناسی.
من دوست بدن تو هستم. من ویتامین ث زیادی دارم.
اگر من را بخوری، لثه هایت سالم می ماند، دیرتر سرما می خوری و زخمهایت هم زودتر خوب می شود.
پیش از خوردن یادت باشد من را خوب خوب بشویی. زیر چتر من گل و ریگ زیادی جمع می شود پس پیش از آنکه من را بشویی، چترهایم را بکن.
راستی امروز چند تا میوه و سبزی خورده ای. یادت باشد که باید لااقل روزی پنج وعده میوه یا سبزی بخوری تا سالم بمانی.
من را شناخته ای! خوب می دانم. پس تو هم از امروز دوست جدید من هستی.
اگر گفتی من کی هستم؟»

پی نوشت بی ربط اول: دیگر نمی خواهم مین خنثی کنم. خسته شدم بسکه این کار را کردم. اصلا ولش کن، هر روز اینقدر مین زیر پای این و اون منفجر میشه هیشکی هم ککش نمی گزه.
الان یک هفته است که minesweeper بازی نکرده ام.
پی نوشت بی ربط دوم: کسی کتابی به اسم "شزراک من النظم و النثر فی العصر الحدید" خوانده است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:24  توسط احمد طالبی  |