|
همینجوری یک چیزهایی به ذهنم رسیده، تو هم سخت نگیر همینجوری بخونش
|
این روزها صحبت از عوض شدن یا ابقای رییس دانشکده است. همه یکجوری بحث می کنن که انگار اونا قراره حکم رییس بعدی را صادر کنن. استادا، دانشجوها و... تازه چنان با حرارت حرف می زنن که گویا این مهمترین اتفاق زندگیشونه ولی هر کی دوبار توی دانشکده ما قدم زده باشه می فهمه که فقط دارن برای خودشون حال می کنن و ادا در میارن والا همه می دونن خیلی براشون فرق نمی کنه که کی چکاره بشه. اصلا بگو با لودر بیان دانشکده را بار کنن ببرن کنار هنگ مرزی جکی گور! من که بعید می دونم کسی ککش هم بگزه.
ولی کلا جالبه. هیچکی به هیچکی نیست. با هرکی حرف می زنی، هر چند سعی می کنه بگه اوضاع عادیه و قابل پیش بینی، ولی معلومه خودش فهمیده که نمی فهمه چی به چیه. کلا دولت نهم، ورژن جدیدی در سیستم عزل و نصبها ابداع کرده که هیچکی نمی تونه بفهمه چی می شه. البته این تا حد زیادی ناشی از اینه که معلوم نیست کی باید چی را بفهمه.
می گن تا شنبه یکشنبه، فرهاد رهبر حکم رییس جدید را می زنه، ولی من فکر می کنم تا اون موقع احتمالا احمدی نژاد وزارت مسکن و شهرسازی را در سازمان جنگلها و مراتع ادغام کرده و فرهاد رهبر شده مدیرکل امور دام و طیور وزارتخونه جدید یا سازمان جدید یا تشکیلات جدید یا هر چیز جدید دیگه. دانشگاه تهران هم احتمالا تبدیل شده به یه شرکت سهامی و به عنوان سهام عدالت بخشیده شده به خانواده های تحت پوشش بهزیستی. شاید هم توی یک سفر استانی دانشگاه تهران را هدیه کنه به پسرای جوان استان ایلام و در عوض امامزاده صالح را بده به دخترای لرستان!
چه می دونم! رییس انتخاب نمی شه دیگه!!!
پی نوشت بی ربط اول: یکی از بچه ها تنظیمات گوشی اش را بلد نبود، یک هفته تمام به خاطر اینکه یک هفته پیش ساعت شش و نیم قرار داشت، گوشی اش سر ساعت شش و نیم صبح زنگ می زد!
پی نوشت بی ربط دوم: جریان آب زاینده رود به یزد دوباره برقرار شده. به کوری چشم اونایی که فکر می کنن یزدیا از پس اصفهانیا بر نمیان.