|
همینجوری یک چیزهایی به ذهنم رسیده، تو هم سخت نگیر همینجوری بخونش
|
سیستم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هم برای خودش سیستم جالبی است. کاندیداهای هر حزب مدتها قبل از انتخابات نهایی مجبورند اعلام کاندیداتوری کنند. هر حزبی برای انتخاب کاندیدای خودش به رای اعضای حزب مراجعه می کند. مردم بسیاری عضو دو حزب مطرح هستند و در انتخابات مقدماتی شرکت می کنند. کاندیداهای هر حزب برای کسب رای هواداران ناچارند مواضع خودشان را در باب موضوعات مختلف بیان کنند، یکدیگر را به چالش بکشند و به سوالات جواب دهند.
اینگونه است که بعد از حدود یکسال وقتی مردم برای انتخاب نهایی به پای صندوق رای می روند می دانند که به چه کسی با چه ایده هایی رای می دهند، می توانند پیش بینی کنند که رییس جمهورشان در پیشامدهای مختلف چگونه رفتار خواهد کرد، حامیان و پشتیبانان رییس جمهورشان را می شناسند، می دانند که این رییس جمهور چه کسی را دوست می داند و چه کسی را دشمن و می دانند که سیاستش در مقابل دوست و دشمن چیست. با سیاستهای اقتصادی رییس جمهور آشنا هستند و خلاصه اینکه در مقابل تصمیمات رییس جمهورشان غافلگیر نخواهند شد. بگذریم از اینکه روند یکساله انتخاب، نسبت جوگیری رای دهندگان را تا حد زیادی کاهش می دهد و باز بگذریم از اینکه مردم در انتخاب خود رییس جمهور و معاون اولش را با هم برمی گزینند.
خلاصه قضیه اینکه در دموکراسی آمریکایی مردم به فرد رای نمی دهند و اگرچه فردی را بر مسند اداره کشور می نشانند، اما در واقع جهتگیری بسیاری چیزها را با رای خود تعیین کرده اند و آن فرد تنها مجری ایده هایی است که در انتخابات رای آورده است.
شاید بشود انتخابات ما را نقطه مقابل آن دانست. خیلی از گروهها تا چند روز قبل از انتخابات نمی دانند که اصلا اجازه حضور می یابند یا نه. فرصت تبلیغات محدود و در حد چند روز است، چند روزی که بیشتر صرف رفتارها و عملیات های روانی می شود. هیچ برنامه ای در این چند روز به صورت کامل تبیین نمی شود، هیچ نقد جدی صورت نمی گیرد و مردم هنوز در گیجی اولیه آشنایی با کاندیداهای محترم هستند که باید اعلام نظر کنند. مثل یک امتحان سخت که تا می خواهی سوالات را بفهمی می گویند برگه ها بالا.
حتی اگر هیچ حق کشی و بی عدالتی در بین نباشد، باز هم فرصت انتخاب در سیستم انتخاباتی ما از مردم سلب می شود. نتیجه منطقی آن این است که ممکن است مردم رییس جمهور برامده از رای خودشان را نشناسند. ممکن است رییس جمهور تصمیماتی بگیرد که قابل پیش بینی نیست، ممکن است رییس جمهور به کارهایی دست بزند که برای انجام آن هیچگاه از مردم اجازه نگرفته، ممکن است مردم در مدتی کوتاه از انتخاب کسی که برای چهار سال انتخابش کرده اند پشیمان شوند، ممکن است مردم هرگز نفهمند منتخبشان با حمایت و پشتیبانی چه کسانی بر صندلی ریاست تکیه زد، ممکن است مردم اندک زمانی پس از انتخاب پرشور خاتمی، احمدی نژاد را برگزینند و او آفتابه بگیرد به تمام دوران گذشته، ممکن است رییس جمهور منتخب مردم آنچنان عجیب باشد که همه باور کنند او معجزه هزاره سوم است.
در انتخابات ایران خیلی چیزها ممکن است اتفاق بیفتد.