وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاهکردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به جای قضاوت کردن ناآگاهانه، در پی دیدن جنبههای مثبت دیگران باشیم؟ بعد از یک تلفن:
یه دوست نما دارم که خیلی عجیبه، وقتی باهاش دوستی ،خنجر بر می داره و تا اونجایی که می تونه می زنه...اینقدر ازت پیش همه بد می گه که دیوونه شی...کاریزمای بالایی داره و خودشم می زنه به مظلومیت قدیسین ...وقتی هم باهاش دوست نیستی نه اینکه بهتر باشه...از دور و نزدیک می بینی که همچنان مشغوله که ببینه چطوری می شه تو رو خراب کنه! این طرف، فعلاً خیلی بیکاره و خیلی هم بی غمه...حالا شاید بعداً از این مریضی نجات پیدا کنه...خدا داند...
دل چو به مهر تو مصفا شود، دیگر از آن کینه سراغی مباد!
+ نوشته شده در
Fri 31 Dec 2010ساعت   توسط خودش
فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سير نمي شوند.
+ نوشته شده در
Wed 29 Dec 2010ساعت   توسط خودش
امروز با یکی از استادام بودم...رفتیم مرز اسپانیا - پرتغال، یک رودخونه هست که دو تا شهر آیامونته و ویل د-ریل سانت آنتونیو رو از هم جدا می کنه... بعد رفتیم تو طبیعت کاملاً دست نخورده و تو یه رستوران سنتی در حالیکه رقص فلامینگو می دیدیم ناهار گوشت خرگوش خوردیم...وای که چقدر سیاه و سفت بود! من زیاد خوشم نیومد..بنابراین می شه یک بار برای همیشه... کاش همه کشورها مرزاشون اینطوری بود...و پاسبون نداشت! کاش به جای اتحادیه اروپا، اتحادیه دنیا داشتیم!...کاش
+ نوشته شده در
Wed 29 Dec 2010ساعت   توسط خودش
عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ، خيال مي کنم آنچه بايد باشم هستم،
در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم .
زنده یاد احمد شاملو
+ نوشته شده در
Wed 29 Dec 2010ساعت   توسط خودش
سایه سیاه ناامنی بر آسمان این خاک چادر افراخته، هر روز نامردمانی به لباس مردان، درها می کوبندو دلها می لرزانند، اموال به تاراج می برند و کودکان و پیران به زندان، ویران می کنند ، ویران می خواهند، ویرانی ویرانی ویرانی...
+ نوشته شده در
Tue 28 Dec 2010ساعت   توسط خودش
براي مردن عمري فرصت دارم.
اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسيده بودم.
به یاد ندارم تا به حال نا بینایی به من تنه زده باشد.
زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی ره.
+ نوشته شده در
Mon 20 Dec 2010ساعت   توسط خودش
باز هم فردا دوشنبه! خوبیش فقط اینه که 2 روز می ریم دانشگاه و بعدش با بچه ها پیش به سوی تعطیلات می ریم گرانادا... همیشه مثل برق شنبه و یکشنبه می گذره!
+ نوشته شده در
Sun 19 Dec 2010ساعت   توسط خودش